3.7 36 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان ارباب حریص من

خلاصه رمان ارباب حریص من :

دانلود رمان ارباب حریص من بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

بیا و ببین چه حریصانه در پی خواسته های خود هستم
در ثانیه ها را به نظاره نشسته اند و در پی آمال و آرزوهای خود شتم
هر آن بی قرارم و بیدار
هر آن در پی سرنوشت عجیب خود هستم

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان ارباب حریص من :

ناهار رو خودم درست میکنم و به فتانه میگم نیازی نیست که به کمک بیاد.
با اومدن ایرج، کتش رو در میارم ب و سه ای به ل بش میزنم. – – –
با دیدن میز ناهار، ظرف قورمه سبزی و فسنجون، با گفتن )) چه کرده سوگلی من ((، روی
صندلی میشینه و من دو تا کفگیر پلو براش میکشم.
با به صدا در اومدن گوشی تلفنش، تندی غذاش رو قورت میده و با صاف کردن صداش، شروع
به صحبت میکنه.

من از حرفهای طرفی که پشت خط بود، هیچی نمیشنیدم، اما حرفهای ایرج، یه علامت سوال
بزرگ تو ذهنم اورده بود و هر لحظه که پشت تلفن حرف میزد، این علامت سوال پررنگ تر
میشد.
من که نمیتونم فعلا بیام. –
خودتون کارا رو درست کنین. –
شاید آخر ماه بیام جنوب. –
گوشی رو قطع میکنه و من بی محابا میپرسم.
جنوب چه خبره؟! –
باید یه سری به کارخونه بزنم. –
با تعجب میگم:
کارخونه؟!!! –
آره کارخونه اصلی نخ اونجاست. –
قاشق توی دستم بود و خشکم زده بود.

دانلود رمان ارباب حریص من

نمیدونستم. –
فکر میکردم به عنوان حسابدار شرکت میدونستی. –
حرف نمیزنم و ایرج ادامه میده.
زیاد سر نمیزنم و فقط دستوراتو میدم، اما خب لازمه آخر ماه یه سر بزنم. –
ایرج برای استراحت به اتاق خواب میره.

قدمهاش روی پله چقدر پرصدا بود، عین پتک تو سرم میخورد.
شوهر شمسی خانم از کارش راضی بود.
از کارش تعریف میکرد، از کارخونه ای که توش کار میکرد و با قانون و نظم بود.
مامان و بابا کلی دوندگی کردن، یه شب بابا با جعبه شیرینی به خونه میاد.
بالاخره استخدام میشه.
تو کارخونه نخ ریسی جنوب، همراه شوهر شمسی خانم میره.
کارخونه.
کارخونه نخ ریسی.
دست بابا قطع میشه، به هردری میزنه، اما حق و حقوقش رو نمیدن، بابا کلی دوندگی کرد،
ولی میگفت رییسش آدم نیست

ایرج آدم نبود؟!
بابا میگفت رییس کارخونه ها، چه میفهمن از بدبختی ماها؟!
ایرج نمیفهمید؟!
ایرج صاحب تنها کارخونه نخ جنوب بود؟!
علاوه بر شرکت و کارخونه تهران، اونجا هم کارخونه داشت.
همش چهره بابا با، دست قطع شدهش جلوی چشمم بود.
من میخواستم باعث و بانی بدبختیمون، باعث و بانی اینکه پدرم بعد قطع شدن دستش بی
پشتوانه موند و حق و حقوقش رو نداد، پیدا کنم و تلافی کنم.

اما حالا.
حالا زنش بودم.
قاشقم توی بشقاب رها میشه.

دانلود رمان ارباب حریص من

پوزخندی گوشه ل ب م میاد. – –
میخواستم براش بچه بیارم.
رییس کارخونه بابای من و بابای تیرداد یک نفر بود.
ایرج سپاهان بود.
کسی که فقط دستور میداد.
از دور مراقب همه چی بود و رحم نداشت.
من به تیرداد چی گفته بودم؟!! من احمق گفته بودم انتقام نگیر.
حالا اما نه، نه، نه.
چهره مامان وقتی که تموم کرده بود، بابا که توی کاپشنش، گوشه اون خیابون لعنتی پیدا شد
زمزمه های مدامش ) من فرشته رو کشتم (، گریه های من، دوندگی های بابا، بابایی که دست
نداشت و در به در دنبال کار بود، همش تو ذهنم عین فیلم میاومد و میرفت.
صبح زود، نریمان بعد از رسوندن ایرج به کارخونه، به خونه برمیگرده، بازهم بساط شیلنگ و
آب پا برجا بود و میخواست ماشین رو بشوره.
فتانه خانم میز رو جمع کن. –
لیوان نیمه خالی شده شیر رو روی میز میذارم و به داخل حیاط میرم.
زل زده بودم به ماشین، نریمان بی حرف با پارچه افتاده بود به جون شیشه ها ی ماشین.

<p style=”text-align: center;”>با عرض پوزش 🙏 لینک دانلود این رمان به یکی از دلایل ( درخواست حذف توسط کمیته فیلترینگ , درخواست حذف توسط نویسنده , ممنوعه بودن یا چاپی بودن ) حذف گردیده است .</p><p style=”text-align: center;”><a href=”https://novelman.ir/”><strong>برای ورود به صفحه اصلی سایت اینجا کلیک کنید</strong></a></p>
نام رمان: ارباب حریص من
نویسنده: ناشناس
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 248
منبع : –
برای دانلود وارد کانال تلگرام بشین
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان ارباب حریص من

دانلود رمان ,دانلود رمان ارباب حریص من , رمان ارباب حریص من , رمان ارباب حریص من pdf , رمان ارباب حریص من apk , رمان ارباب حریص من ایفون , رمان ارباب حریص من اندروید , ارباب حریص من , دانلود رمان عاشقانه ارباب حریص من , رمان عاشقانه ارباب حریص من ,