4.1 13 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان تب

خلاصه رمان تب :

زندگی سه فرد را بیان می کند البرز،پارسا و صدف .دختر و پسری که در پرورشگاه زندگی کرده و بعدها مسیر زندگی شان به یکدیگر گره ی کور می خورد و پسر دیگری که به دلیل مشکلاتش با آن ها همراه می شود. زندگی ای پر از فراز و نشیب و در این میان عشقی شیرین!

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان تب :

کیف چرم مشکی ام را از دست راست به دست چپ منتقل می کنم و دستگیره در را پایین می کشم.
منشی به محض دیدن من از جای خود بلند می شود و سلام می کند.
جوابش را می دهم و به سمت اتاقم می روم، صدایش را می شنوم.

– اولین نوبت امروز ده دقیقه دیگه هست.
بدون این که بچرخم و نگاهش کنم می پرسم:
– به چند نفر وقت دادی؟
– هفت نفر…
به ساعتم نگاهی می اندازم و با درماندگی فکر می کنم “هفت نفر که هر کدام چهل و پنج دقیقه وقتم را می گیرند و کلا می شود شش ساعت و الان هم که ساعت چهار هست و یعنی… تا ساعت ده شب درگیر هستم”.
اجازه نمی دهم درماندگی ام اشکار شود.
– اکی، لطفا یک قهوه بیاورید برای من! بدون شیر و شکر!
چشمش را می شنوم و وارد اتاقم می شوم . کتم را در می آورم و به جارختی می اندازم.

دستی به پیراهنم می کشم و به تصویر خودم در آینه نگاه می کنم . دوطرف لب هایم را می کشم تا کمی خندان به نظر بیایند…

روانشناس باشی و این همه عبوس .

با شنیدن ضربه ای که به در می خورد از آینه فاصله میگیرم و بوی قهوه را نفس می کشم .

امری با من ندارین

پشت میز می نشینم

نه ممنونم

فنجان را به لبم نزدیک میکنم اما هنوز جرعه ی اول را ننوشیدم که صدای احوالپرسی مریض با منشی را میشنوم

هنوز چند دقیقه به آغاز وقت مشاوره مانده به نوشیدنم کمی سرعت میدهم و با دستام لب هایم را پاک میکنم

و نگاهی به لیست روی میز می اندازم .

بیمار اول سهیلا محرابی قفل گاوصندوق قفسه کنار دستم را می گشایم و بین حرف میم دنبال اسمش میگردم

و پرونده اش را پیدا میکنم

“40 ساله مطلقه بدون فرزند مبتلا به بیماری وسواس

صدای لطیفش را می شنوم

منبع:یک رمان

نام رمان:تب
نویسنده: P*E*G*A*H
ژانر: عاشقانه ,اجتماعی
تعداد صفحات:1141
دانلود نسخه pdf
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان 111

دانلود رمان تب , رمان تب , رمان تب pdf , رمان تب apk , رمان تب ایفون , رمان تب اندروید , تب , دانلود رمان عاشقانه تب , رمان عاشقانه تب ,