3.7 20 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان دانشجوهای شیطون

خلاصه رمان دانشجوهای شیطون :

دانلود رمان دانشجوهای شیطون بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

آقا اینجا سه تا دختر داریم سه تام پسر داریم متاسفانه ازشون رو نمایی نمیشه اینا درسته ظاهری شبیه به انسان دارن..ولی سه نمونه موجوده ما قبله تاریخن که با یه سری آزمایشاته درونی و بیرونی این شکلی شدن خب..اینا طی اتفاقاتی تو دانشگاهشون با هم به جنگ برمیخیزندو معلوم نیس کی این جنگ و جدال تموم میشه و باید بگم که تمام اتفاقات مخلوط شده با طنزه که مطمعنم خنده رو لباتون میاره و البته خوندنش خالی از لطف نیست.

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان دانشجوهای شیطون :

•…
منتظر بودم هر لحظه يه کاری بکنه..
نفسش هر لحظع نزديک تر ميشد و فشاره چشمام روی همم بيشتر که يهو ازم دور شد و سريع بيرون رفت…
چشمام و اروم باز کردم و نفسمو محکم بيرون دادم:
_هوووف اروم باش دختر..چته؟؟مگه ازش متنفر نيستی؟؟
چرا هستم !!هستم
پس چرا جلوشو نگرفتم؟!؟
اگه بخوام اعتراف کنم تهه تهه دلم دوس داشتم تجربش کنم!!
سرمو محکم تکون دادم که حس کردم اتاق داره دوره سرم ميچرخه
با اين فکر که همش يه حوس و شيطونيه دخترونه بود خودم و قانع کردم..البته نه کاملا

دانلود رمان دانشجوهای شیطون

لباس و به زور در اوردم و بعد از پوشيدن لباسای خودم از اتاق بيرون اومدم..حرفی بينمون رد و بدل نشد و خودش رفت حساب کرد منم بيرون ايستادم
بعد از کمی گشتن يه کيف و کفش سته هم که کلا روش پره نگينايی از جنسه نگينای خوده لباسم پيدا کردم..اين دفعه ذوقم و تو دلم خفه کردم و خيلی خانومانه به ساميار گفتم برام بخردشون ٬ اونم بی چون و چرا فقط حساب کرد
..
دمه در نگه داشت ..با يه خدافظی
اومدم پياده شم که دستم و گرفت
نفسم تو سينم حبس شد ..رومو به سمتش برگردوندم و سرمو تکون دادم ينی چيه؟؟!!
ديدم هيچی نميگه فقط داره نگام ميکنه
کلافه از زل زدنه طولانيش دهنم و باز کردم که چيزی بگم ولی خيلی ناگهانی خودشو جلو کشيد و لباش و رو لبام گذاشت و به همون سرعتم برداشت
با چشمای گشاد شده بهش که خونسرد ٬ دوباره به حالت اوليش برگشته بود نگاه کردم
بدونه نگاه کردن بهم گفت:
_بلاخره زنمی ماست که نيس
با صدای ارومی گفتم:
_ولی زنی که ازت متنفره!!و متنفری ازش
برگشت سمتم و با يه پوزخند گوشه لباش گفت:
_اره!!دقيقا همينطوره ولی من..
با انگشت اشارش به خودش اشاره کرد:
_ترجيه ميدم با تويی که ازت متنفرم و قرار زنم شی پيوند بخورم تا هرزه های تو خيابون
دوباره صاف شد و ادامه داد:
_من ديرم شده ..برو پايين
از حرفش يه جورايی خوشم اومد..

دانلود رمان دانشجوهای شیطون

خريدارو از عقب برداشتم و رفتم داخل خونه..تا موقعی که برم دمه در بود ولی بعد صدای لاستيکای ماشينش باعث شد نفسی که تا الان نگه داشته بودم چ ازاد کنم …ولی در عجبم ادمی که هر روز با يه نفر بوده چجوری ميتونه دو روزه متحول شه؟!! ٬البته
خودم نديدم ولی اصن نميشه که نبوده باشه!
***
پگاه:
_هستی جان؟!!
با گنجشکی که بالش اسيب ديده بود و دوست شريفه من کمک های حيوان دوستانه چلغوزيش براش گل کرده بود بازی ميکرد اصن نشنيد:
هستیهکور
پکور!!ای جون تو چقد خوشکلی..ولی رنگ عنی !!ولی در کل نازی
گنجشکه هم سگ محلش نميداد فقط عينه بز نگاش ميکرد
طاقتم تموم شد جيغ زدم:
_هستی!؟؟؟؟
سرشو گرفت بالا:
_ها؟؟
_مرگ!ميخوای اينو برداری با خودت بياری تو کلاس؟
خيلی عادی گفت:
_اره
واستادم با تعجب گفتم:
_ميخوای بياری تو کلاس؟؟!!؟؟
هلم داد اونطرف و رفت داخل کلاس
با چشمای گشاد شده رفتم راخل ..نشست گنجيشک رو هم گذاشت رو ميزه صندليش:/

اومدم برم سمتش که نگام خورد به سامان و سورن که کناره هم نشسته بودن..ساميارم که تبقه معموله کيميا نبو•د
با حرص به سمته سامان رفتم و هم زمان برگه هايی که ديشب تا نصفه شب داشتم روشون کار ميکردم و کوبوندم روی ميزش..
سرشو اورد بالا و با ابروهای بالا رفته نگام کرد..يه لبخنده ژکوند که نشون دهنده حرص درونم بود زدم و گفتم:
_عوامرتون انجام شد جناب راد
دانلود رمان دانشجوهای شیطون

لبخنده خبيثی زد و بدونه هيچ حرفی برگه هارو از توی کاورش در اورد و شروع کرد بررسی کردن که يه اشکالی توشون پيدا کنه بچسبوندم به ديوار
ولی خودش خيلی نا محسوس چوسبونده شد به ديوار:)
در حالی که برگه هارو ميزاشت تو کاور گفت:
_خب شما همينايی که خلاصه نويسی کردين و ب جز صفحات (….) و برای کنفرانس اماده باشيد
لبخندم و غليظ تر کردم:
_بله چشم عمره ديگه ای نيست؟
برای اولين بار ديدم لبخند زد..نه از تمسخر نه دهن کجی!!..يه لبخنده دوستانه
با بهت به لباش نگا ميکردم که گفت:
_عرضی نيست خانوم صالحی
بهتم از لحنه ارومش که عجيب به دل مينشست بيشتر شد
سرم و يه تکون نامحسوس دادم تا بتونم خودم و جمع و جور کنم
با گفتن ممنون و رفتم نشستم کناره هستی..نازی با حالت چندشی گفت:
_هستی جون اينو اوردی تو کلاس چيکار!!؟
هستی سره گونجيشکه رو نوازش کرد بعد چپکی يه نگاه به نازی انداخت:
_اوردم فوضولارو چينگ بزنه

از حالت بهتم در اومدم و با اين حرفش ريز خنديدم..نازيم ترجيه داد برای جلو گيری از ضايع شدن بيشتر خفه شه
***
هستے:
کلاس با خسته نباشيده استاد به پايان رسيدش:/
)و برداشتم و که ديدم خودشو خراب کرده 􀒇 چُغُکم(گنجيشک ..مشهدی
_خاک تو هم فرقه سرت نميتونی دو ديقه خودتو نگه داری؟؟
با اون نگاه معصومانش يه جوری زل زد تو چشمام که ناخوداگاه جان از کف دادم دم دم دم:|
پوفی کردم و به زور با دستمال کاغذی عنشو از رو ميز جمع کردم بردم تو سطل زباله انداختم(بيشعورم خودتونيد…چيکار کنم بخورمش؟؟!!)
بعد يه لبخنده مادرانه نثاره چغکه کوچکم کردم و راه افتاديم به سمته بيرونه کلاس که سينه به سينه سورن شدم:
_اوی چه خبرته نزديک بود لهش کنی
يه نگاه به خودم انداخت يه نگاه به چغکم چشماش درشت شد..:
سورن_اي.. اين چيه؟!!
دانلود رمان دانشجوهای شیطون

مثه منگلا گفتم:
_عمته دماغشو عمل کرده..خب چغوکه ديگه
با اخم گفت:
_خودم ميدونم خانوم باهوش..ميگم اينجا چيکا ميکنه
_اومده دماغشو به برادر زاده عنترش نشون بده..بلکه نظرتو بدونه
خندش گرفت ولی اخم کرد ..باصدای سامان برگشت سمتش..منم فرصت و غنيمت شمردم چغوکه رو گذاشتم رو شونش
اخی..چه به هم ميان!!چه زوجه کاملی
فقط عرضه جغرافياييه اين با اون خيلی فرق ميکنه ولی اشکال نداره
سورن برگشت که ديد چغوکه رو شونشه..اون بدبختم هی تلاش ميکرد خودشو بکشه بالا که فک کنم از فشاره زيادی که به خودش اورد همونجا ر.ی.د:/
..

سورن بدبخت با يه حالته مزحکی زل زده بود به عنش که نيمی از شونشو مزين کرده بود
و من!!
شخصی که مسببه تمامه اين عنها بود!!!
کنجيشکه رو با يه سرعتی از رو شونش برداشتم و در رفتم که فک کنم خوده چغوکه تعجب کرد!!

اون روز با پگی رفتيم لباس شب گرفتيم
يه لباس ماکسی بلند و سورمه ای رنگ گرفتم که خيلی به وسته سفيدم ميومد..پگاهم يه دکلته گرفت رنگشم صورتی چرک بود و تا بالای زانوش..خيلی بهش ميومد و يه کته ستم داشت …من که کيف و کفش داشتم ولی پگاه يه کيف و کفش مشکی خيلی ناز
پاشنش تو عروسی بشکنه:/
نام رمان: دانشجوهای شیطون
نویسنده: هستی
ژانر: عاشقانه , طنز، کلکلی
تعداد صفحات: 759
منبع : –
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان دانشجوهای شیطون

دانلود رمان ,دانلود رمان دانشجوهای شیطون , رمان دانشجوهای شیطون , رمان دانشجوهای شیطون pdf , رمان دانشجوهای شیطون apk , رمان دانشجوهای شیطون ایفون , رمان دانشجوهای شیطون اندروید , دانشجوهای شیطون , دانلود رمان عاشقانه دانشجوهای شیطون , رمان عاشقانه دانشجوهای شیطون ,