3.9 20 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور

خلاصه رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور :

جوانی از جنس سنگ، لبریز از غرور، برای رسیدن به خواسته‌هایش قادر است تمام مرزها را زیر پا بگذارد. او

از شکستن‌ها، گذشتن‌ها و ویران کردن‌ها ابایی ندارد. روزی که خودش را در اوج می‌بیند، سرنوشت

دست به کار می‌شود، از جایی که فکرشد  را نمی‌کند کسی را وارد زندگی‌اش می‌کند که قصر

ساخته شده از غرورش را ویران می‌سازد و آغاز کابوس‌هایش را رقم می‌زند. اما آیا در این بازی‌ غرور می‌تواند پیروز باشد؟

پیشنهادی:

قسمتی از متن رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور :

وای وای! بازم دانشگاه، بازم درس، بازم خر زدن، ای خدا! به دادم برس، چرا من؟ آه
ای خدا! این چه بالی آسمانی بود که سر من نازل شد؟! خب، بخوابم که فردا باید
برم دنبال این خال، که ببرمشون دانشگاه .

به سه نرسیده، بین زمین و آسمون خوابم برد. آه آه، این چه صدای مزخرفیه!
فهمیدم؛ باز آالرم گوشی. گوشی رو از عسلی برداشتم؛ محکم کوبندم به دیوار و گل!
خاموش شد و دوباره به خواب ناز فرو رفتم. جاهای خوب خوابم بود، که با جیغ قرمز
مامی جان، سر جام سیخ شدم . شایدم جامو خیس کردم، احتمالش؛ بله زیاده جامو
شلوار مو باهم خیس کردم.

مامی : تو نمیخوای بیدارشی سارا؟ اگه این ترم پاس نشی، از پنجره آویزونت میکنم.
مثل آدم پا میشی، میری دنبال دوستات؛ میری دانشگاه.

مامانم برگشت و… چیزی رو که نباید میدید رو، دید. بله؛ گوشی شکسته. یه نگاه به
من و یه نگاه به گوشی، یه نگاه به من، یه نگاه به گوشی و جیغ قرمز مامان جان.
مامی : مگه من تازه این گوشی رو برات نخریدم؛ گوشی بی گوشی.

در که محکم کوبیده شد. هر بار این درو، محکم نبند نرو، این چشمای ترو، نکن تو
بدترو، خب از فاز آهنگ بریم بیرون.
– مگه تو مرض داری شکستی؟ آخه چرا شکستی؟ بزنمت؟ ها بزنمت؟ آدم
قبالا
گوشی میزد به در و دیوار هیچی نمیشد، چقدر تو نازک نارنجی؟
سرمو که برگردوندم، با سه تا کلهی متعجب روبرو شدم.
مامی: بدبخت شدم؛ بچم خل شد رفت!

دانلود رمان دختران لجباز پسران مغرور :

بعد از کلی حرف شنیدن، به سمت کمدم رفتم… یه مانتو آبی کاربنی، با مقنعه
مشکی، شلوار جین سورمهای با کفش و کیف سورمهایم، راهی دانشگاه شدم. سوار
ماشین خوشگل خودم شدم، راه افتادم سمت خونهی ریما اینا. رسیدم دم خونه که
چه منظره زیبایی دیدم؛ ریما روی سکوی جلوی خونشون، خوابش بردهبود، یه لبخند
شیطانی زدم. پیش خونشون، زدم رو ترمز، دستمو بیوقفه گذاشتم روی بوق… بوق…!

ریما هراسان به این ور، اون ور نگاه میکرد و از ترس قالب تهی کرده بود. آخ که من
چقدر حال کردم؛ یکدفعه نگاهش به ماشین من افتاد؛ مثل این گاوا که یه چیز قرمز
میبینن، به سمت ماشین حرکت میکرد! ای خدا! به دادم برس که االن زیر لگدهای
این، جون میدم.

ریما: اوف! از دست تو! آخر منو سکته میدی! آخه این چه وضع بیدار کردنه؟
– خانم خجالت بکش؛ در مأل عام و خواب. نوچ نوچ!
ریما: چند کیلو بکشم برات؟

– بیا بشین، مزه نریز.
بعد از کلی دعوا کردن و سر کله زدن با ریما؛ رسیدیم دم خونه مهتاب اینا ، مهتاب
رو سوار کردیم و رفتیم دانشگاه؛ پیش به سوی علم آموزی)خخخ… پیش به سوی مخ
زنی ( ماشین رو پارک کردم رفتیم سر کالس کمکم کالس پر شد و در آخر،

سه خردار
اومدن. )همون سه تفنگدار، به زبون من. اینا رو چه به تفنگ( نگاه نگاه ترو خدا، لبو
لوچهی دخترا رو! فکر کنم نشتی دارن، چه آبی از ل**ب و لوچهشون میریزه! جمع
کنید خودتونو؛ چه قیافهایی میان … اوغ… حالیتون میکنم، سارا کیه؟

یکم از اون هات چاکلت که صبح سر راه خریدم، ریختم رو صندلیهای جلوییم و
خوشبختانه، فقط همون صندلیها هم خالی بود، آخ آخ! هات چاکلتم که برای اینا

6 :

حروم شد. نشستن سر جاشون؛ بعد از ده مین، استاد وارد کالس شد؛ شروع به
درس دادن کرد، نیمهی درس بود که …
استاد: خانوم برومند، بیاین این سوال رو حل کنید.
– من؟!

استاد: بله، شما.
– چ… چش … چشم
آب دهنمو با صدا قورت دادم، به سمت تخته رفتم. خدایا غلط کردم، دیگه نمیرم
پتهی سام)داداشم( رو برای دوست دختراش بریزم رو آب، پیرهن سانازو بهخدا همین
االن، میرم بهش میدم ، دیگه با دوست دخترای بنیامین )داییام( قرار نمیذارم،

خودم و جای نامزدش جا نمیزنم، ادکلونهای مامانم رو کش نمیرم. قول میدم بهش
بدم، ماشین خواستگارام رو دیگه پنچر نمیکنم.
استاد: خانوم برومند، جواب بدید لطفا.
– نوکه زبونمهها! … ولی نمیدونم چهجوری بگمش؟
استاد: بگین خانوم برومند.

– استاد، میشه روتونو اون ور کنید، من شما رو میبینم استرس میگیرم.
کل جوابها رو، بچهها از اینور و اونور، بهم میگفتن و بالخره این سوال هم حل
شد.
آبتین: ببخشید استاد، قسمت آخر سوال رو، اشتباه حل کردن.
ای خدا! نمیشه این فک بیصاحبت رو ببندی؟

دانلود رمان دختران لجباز پسران مغرور :

استاد: آره، درست میگی؛ بیا حلش کن.همین که آبتین رفت پا تخته، کل کالس
رفت رو هوا! ای جانم، بخندید، بخندید؛ جیگرم حال بیاد، استاد هم بهزور خودشو
کنترل میکرد که نخنده.

سعید: داداش قبل از اومدن سر کالس، یه دستشویی میرفتی، الزمت میشد.
دوباره کالس رفت رو هوا. آخیش، راحت شدم، اصالااین چی بود؛ همش تو قیافه بود،
االن دیگه از قیافه در اومد.

استاد: آبتین جان، پشتت قهوهای شده، برو خودتو تمیز کن.
آبتین: بله؟!
استاد این بار، شمردهتر به آبتین گفت، که آبتین سریع از در کالس خارج شد.
جرعت داری یه بار دیگه قیافه بگیر! همین که سه خردار )منظورم آریان، سورنا و
آبتین بود( بلند شدن؛ دوباره زدن زیر خنده. از کنارشون رد شدم؛ جوری که بشنون:
– آخ آخ! بدجوری خودشونو کثیف کردن.

صورتاشون مثل لبو، دو درجه از رنگ لبو بیشتر شده بود. نفسهای عصبی
میکشیدند که نگو. آخ چقدر حال میکنم.
سعید: وای آجی، خیلی حال کردم، خیلی باحال شده.
وقتی سعید صورتشو برگردوند؛ حرف تو دهنش ماسید. من که پنج شیش تا سکته
رو رد کردم، سورنا یه نگاه غضبناک بهم انداخت با چشماش برام خط و نشون
میکشید. بزنم لهش کنم االن؟

دانلود رمان دختران لجباز پسران مغرور :

متقابالاوارد پارکینگ با بچهها به سمت پارکینگ دانشگاه حرکت کردیم، که اونا هم
دانشگاه شدن، حیف این ماشین خوشگل که زیر پای اینه. ]فراری[
آبتین: نشونت میدم. بیا وتماشا کن، وایسین، نتیجهشو میبینین.

– نگاه کن جوجه )از گوریل هم بدتر بود این، جون شما( تو نمیتونی با من در بیفتی؛
چون عصبی بشم، بد عصبی میشم.
آبتین یه قهقههی تمسخرآمیز زد، رو به من گفت:

آبتین: ببین کی به کی میگه جوجه؟ برو خونه، برو خونه، نوتالتو بخور بچه جون، بر و
عمو جون.
– جیغ ! خیلی احمقی، به من میگی جوجه؟! برات دارم.بالحن تمسخرآمیز، رو به
من گفت:
آبتین : بابا میس ایز!

– جیغ… گمشو نبینمت.
سوار ماشینش شد و رفت. من هم به رفتنش نگاه کردم؛ تا به یه نقطه ریز تبدیل
شد.
– جیغ… خرا، نمیتونستید از من حمایت کنید؟ برید گمشید کثافتا.

تو کل راه، هیچکس جرأت حرف زدن نداشت، بعد از پیاده کردن بچهها، پامو گذاشتم
رو گاز، تا خوده خونه دانلود رمان دختران لجباز پسران مغرور .
– اهل منزل، سالم! خسته نباشید! حوصله ندارم؛ خدا حافظ. با دو رفتم داخل اتاقم،
درو محکم کوبوندم بهم. یه جوجهای نشونت بدم، که صد تا جوجه از کنارش بزنه

منبع:یک رمان

نویسنده: Ranya
ژانر: عاشقانه , طنز
تعداد صفحات: –
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان دختران لجباز پسران مغرور

دانلود رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور , رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور , رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور pdf , رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور apk , رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور ایفون , رمان رمان دختران لجباز پسران مغرور اندروید , رمان دختران لجباز پسران مغرور , دانلود رمان عاشقانه رمان دختران لجباز پسران مغرور , رمان عاشقانه رمان دختران لجباز پسران مغرور ,