1 1 vote
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان دلی نمونده بشکنی

خلاصه رمان دلی نمونده بشکنی :

دانلود رمان دلی نمونده بشکنی کلید رو که از مشاور املاک گرفتم دیگه سر از پا نمی ‌شناختم. جوری راه می‌ رفتم که انگار رو ابرها دارم پرواز می‌ کنم و ماهان هم به تمام این بچه ‌بازی ‌های من می‌ خندید. این‌قدر از خانواده ‌ات خسته شدی که حالا واسه زندگی مجردی این‌جور خرذوق شدی؟

پشنهادی:

قسمتی از متن رمان دلی نمونده بشکنی :

حتما همه شما فیلم های ترسناک دیدین ۹۰ درصد این فیلم ها با چاشنی روح
ترسناک و خدف انگیز شدن اما جی میشه روح این موجود ترسناک عاشق یه ادم
زنده بشه؟
خالصه دلی نمونده بشکنی:

داستان خانم دکتر بداخالقی که عاشق روح بیمارش میشه و سعی میکنه نجاتش بده
اما… دانلود رمان دلی نمونده بشکنی
کلید رو که از مشاور امالک گرفتم دیگه سر از پا نمی شناختم. جوری راه می رفتم که
انگار رو ابرها دارم پرواز می کنم و ماهان هم به تمام این بچه بازی های من می
خندید.
-اینقدر از خانواده ات خسته شدی که حاال واسه زندگی مجردی اینجور خرذوق
شدی؟

-لوس نشو ماهان! میدونی که چقدر همهتون رو دوست دارم اما اینکه حس کنی
اینقدر بزرگ شدی که مستقل میشی یه چیز دیگهست.
دوباره اخماش رو تو هم کرد.

-اگه به من بود که االن تو خونه نشسته بودی، چادر گلدارت هم سر کرده بودی و
منتظر بودی صدات کنیم، چایی بگردونی واسهی خواستگارت. مثل هر دختر ایرونی
اصیل دیگهای. اما چه کنم که مامانخانم اصرار داره دختر یکی یکدونهش دکتر
متخصص بشه.

دانلود رمان دلی نمونده بشکنی :

دکتر متخصص رو با ادای مامان گفت. خندیدم و سعی کردم مثل همیشه با خلبازیام
از دلش دربیارم. شروع کردم به قلقلک دادنش. اونم درحالی که پشت فرمون ریسه
میرفت و تمام تمرکزش به جلو بود، سعی میکرد از دستم نجات پیدا کنه.
-نکن خل دیوونه! تصادف میکنیما!

صاف نشستم و خودم رو لوس کردم.
-خلِ دیوونه خودتی! مثال دکتر مملکتما!
-تقصیر منه مامان خانم یه دکتر خل دیوونه تحویل جامعه داده که نمیدونه پشت
فرمون جای شوخی خرکی نیست؟ دانلود رمان دلی نمونده بشکنی

خودش قاهقاه به حرفش خندید، اما به من برخورد و جبهه گرفتم. اخمای درهمم رو
که دید سعی کرد از دل خواهر کوچولوی یکی یکدونهی لوسش دربیاره.
-خب حاال، قهر نکن! هرچند خل دیوونه ای اما عوضش بهترین و خوشگلترین دکتر
دنیایی.

وقتی دید پاچهخواری پاسخگو نیست، دست رو نقطهضعف همیشگیام گذاشت.
-اگه خانم دکتر قول بده باهام آشتی کنه، قول میدم ببرمش واسهی خونهاش
جینگیل وینگیل بخرهها.
با یادآوری خونهی جدیدم که وقتی برای تخصص اصفهان قبول شده بودم مامان برام
کرایه کرده بود، لبهام به خنده باز شد.

یه خونهی خوشگل مبله که فقط چند تا جینگیل وینگل تزییناتی کم داشت تا بشه
مثل خونهی رویاهام.

4 :

یه خونهی رویایی که فقط یه خانم دکتر کم داشت تا توش ساکن بشه. یاد اون
جملهی معروف افتادم که دست یه ( دانلود رمان دلی نمونده بشکنی ) خانم دکتر بوده میرفته مطب و برمیگشته و با
این فکر خندهام پهنتر شد و به چشم ماهان اومد و خندهی من رو پرچم صلح تصور
کرد.

***
کاسهی آب رو که پشت سر ماهان خالی کردم باالخره من موندم و دنیای مجردیام.
داخل خونه برگشتم تا برای شام شب رو آماده کنم.

تلویزیون رو روشن کردم و
گذاشتم شبکه پیامسی. داشت آهنگ فریمن پخش میکرد. صداش رو زیاد کردم تا
از آشپزخونه هم بشنوم و پشت میز نشستم و مشغول پوست گرفتن بادمجونها شدم
و زیر لب با خواننده همخوانی میکردم.

تو رو با همه بدیهات، تو رو با خوبیهات
حتی با بیتفاوتیهات دوست داشتمت
نمیدونم چی شد تنهام گذاشتی رفتی
چیزی نمونده برام جز یه دنیا بدبختی
خیلی دوست داری….

یکهو صدای موزیک قطع شد. حتما باز رفته روی در جستجوی سیگنال. از جا بلند
شدم تا چک کنم که صدای امید مجری شبکه منوتو پخش شد.

-نخستین ترانه برای شما صد دالر به همراه خواهد داشت. ترانهی دوم دویست و
پنجاه دالر و ترانهی سوم پانصد دالر. دانلود رمان دلی نمونده بشکنی .

5 :

باعجله خودم رو به نشیمن رسوندم تا دلیل این تغییر کانال ناخواسته رو بدونم که
درکمال تعجب مردی رو دیدم که پشت به من روی کاناپه لم داده بود و با اشتیاق به
تلویزیون خیره شده بود.

اولش ترسیدم اما سریع یادم افتاد من االن دیگه تنها زندگی میکنم و خودم باید
بتونم گلیمم رو از آب بکشم بیرون. بنابراین آهسته به آشپزخونه برگشتم و چاقویی
که باهاش بادمجون پوست میگرفتم رو از روی میز برداشتم و به نشیمن برگشتم.
مرد غریبه هنوز پشت به من محو تلویزیون بود و همراه با شرکتکنندهی مسابقه،
آهنگ پخششده رو زمزمه میکرد که با جیغ بنفش من از جا پرید.

-شما تو خونهی من چیکار میکنی؟
مرد اول با بهت به من چاقوکش وسط پذیرایی خیره شد، اما کمکم به خودش مسلط
شد و حقبهجانب غرید:

-آخرالزمان شده؟ جای اینکه من بپرسم تو خونهی من چیکار میکنی، تو سر من
جیغجیغ میکنی؟
برای اینهمه پررویی چشم گرد کردم و حقبهجانب گفتم:
-دزدم دزدهای قدیم! حداقل اینقدر پررو نبودن!
یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت:

-یه کم فکر کنی بد نیستا! (دانلود رمان دلی نمونده بشکنی )آخه کدوم دزدی میره خونه مردم که دزدکی شعر یادت
نره ببینه؟ فعال که شما و اون سالح سردتون بیشتر به دزدا میخورید خانم!
راست میگفتا! آخه کدوم دزدی انقد احمقه که تو بوق و کرنا کنه اومده دزدی و کانال
عوض کنه و همراه تلویزیون همخوانی کنه! اما پس اومده تو خونهی من که چیکار
کنه؟

6 :

-اگه دزد نیستی پس تو خونهی من چیکار داری؟
-این دقیقا سوال منم هست. شما تو خونهی من چیکار داری؟
-اینجا خونهی منه!

-نخیر! خونهی منه!
-نخیر! مال خودمه. همین امروزم اجارهاش کردم و کلیدش رو از بنگاه تحویل گرفتم.
-ولی من که خونهام رو بنگاه نذاشته بودم واسه اجاره.
-فعال که میبینی من اجارهش کردم. اجارهنامه هم دارم.

-از کی اجاره کردی؟ اسم صاحبخونه و مشاور امالک رو بگو ببینم!
اسم مشاور امالک رو میدونستم اما صاحبخونه رو نه. چون مامان هفته پیش واسه
امضای قرارداد اومده بود و من صاحبخونه رو ندیده بودم. بنابراین گفتم:

-نمیدونم. صبر کن برم اجارهنامه رو بیارم تا همه چی ثابت شه بهتون. دانلود رمان دلی نمونده بشکنی
با پوزخند و حرکت سرش تایید کرد و منم به سمت ورودی که کیفم رو گذاشته بودم،

دویدم. اما با یادآوری اینکه اون غریبهست و غیرقابلاعتماد، چرخ صدوهشتاد
درجهای زدم و چاقو رو به نشونهی تهدید سمتش تکون دادم.
-وای به حالت اگه از جات جم بخوری!

پوزخند روی لبش عمیقتر شد و من سریع به سمت کیفم جست زدم. اجارهنامه رو
بیرون کشیدم و برگشتم. هنوز همونجا دستبهسینه و حقبهجانب، با همون پوزخند
مسخرهاش ایستاده بود. پاکت مشاور امالک رو باز کردم و نام صاحبخونه رو بلند
خوندم.
-شیرین معید، فرزند شهابالدین، به شماره شناسنامه…

منبع:یک رمان

نام رمان: دلی نمونده بشکنی
نویسنده:مینا طبیب زاده
ژانر: تخیلی , طنز
تعداد صفحات: 215
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان 111

دانلود رمان دلی نمونده بشکنی , رمان دلی نمونده بشکنی , رمان دلی نمونده بشکنی pdf , رمان دلی نمونده بشکنی apk , رمان دلی نمونده بشکنی ایفون , رمان دلی نمونده بشکنی اندروید , دلی نمونده بشکنی , دانلود رمان عاشقانه دلی نمونده بشکنی , رمان عاشقانه دلی نمونده بشکنی ,