3.8 6 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان دژخیم

خلاصه رمان دژخیم :

دانلود رمان دژخیم بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

سیاوش، پسر تخس و پر شور و شر بهنام بزرگ‌نیا، یکی از رجال و بزرگان مملکت، در حالیکه تمام زندگی‌اش را غرق در لذت و پول بوده و بی هیچ زحمتی تحصیل کرده، به طور اتفاقی با دختری با مذهب یهود، به نام ماریا روبه‌رو می‌شود و برخلاف اینکه هرروز تلاش می‌کند به او نزدیک باشد، هربار ناکام و مغلوب، وادار به عقب‌گرد می‌شود.

قرعه می‌چرخد و درست وقتی که ماریا در راستای تغییر عقایدش قدم برمی‌دارد، با یک لغزش کوچک در لتیان، با پیامک‌هایی تهدید می‌شود که فرستنده برایش واضح نیست و همین، باعث ارتباط دوباره‌ی او با سیاوش است‌.به مرور، ابر وحشت روی زندگی‌اش سایه می‌اندازد و فقط با یک لحظه غفلت، در دام سیاهی‌ها می‌افتد و همین کافی است برای ورودش به گروه دژخیم؛ که مثل یک بختک تمام دنیایش را رو به ویرانی می‌برد…

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان دژخیم :

– سه سال پیش، سرِ زمین‌های مازندران، یادت میاد کی بود که چاه کند واسه‌مون؟ کی بود که با سر انداختمون تهِ چاه؟
بهنام قدری چشم‌هایش را ریز کرد و نگاهش را پایین انداخت و چند ثانیه بعد، مثل اینکه چیزی را به یاد آورده باشد، با اخم‌هایی وا رفته به صورت سیاوش نگاه کرد و لب‌هایش هنوز نیمه باز بود که سیاوش دوباره گفت:
– دوباره برگشته! برگشته که این بار کلمه‌مون رو بکنه و یه جا مرگمون کنه.
– تو از کجا می‌دونی؟ آمارش‌و گرفتی؟
– آمار دقیق‌شو نه؛ ولی اگه یادت باشه یه دستیار یهودی داشت که واسه‌اش پادویی می‌کرد…
– خب؟!

– خب به جمال و کمالت؛ اون مرتیکه رو دیشب تو خراب شده‌ای که با سمیر معامله کردم دیدم.
چهره‌ی بهنام، به وضوح وا رفت و چند بار چشم‌های سیاوش را از نظر گذراند.
– حرف زد باهات؟
– اگه حرف میزد، صد سال می‌ذاشت زنده از اونجا بیام بیرون؟ قایمکی دیدش زدم.
– نتیجه‌اش چی شد؟
– فهمیدم با یه دختره جیک تو جیکه. خوبیشم اینه شازده‌ات دختره رو الان تو مشتش داره و خاطرش بابتش جمعه.
– اسیرش کردی؟
– یارو اسیر خدادادیِ. داشت خودکشی می‌کرد، رفتم نجاتش دادم. رو تخت بیمارستانه و فرهاد حواسش بهش هست.
بهنام دوباره اخم کرد و گوشه‌ی سبیلش را تاب داد.

دانلود رمان دژخیم

– نمیشه دیمی پیش بریم. این قصه سرش درازه؛ بدون نقشه و حواس‌جمعی بریم جلو، همون وسطاش افتادیم تهِ دره و قافیه رو باختیم.
– چیکار باید کرد؟!
– قبل از هرچیزی، یا آدم بذار دورادور مراقب دختره باشن، یا خودت کشیکش رو بکش. منتها بی سروصدا و چراغ خاموش. بعدشم باید بگردیم دنبال یه وکیل خوب.
– زرنگار که هست. می‌دیم کنار کارهای کارخونه….
بهنام کلافه وسط حرفش پرید.
– زرنگار نه! یکی که اونا نشناسنش و بهش شک نکنن. یه آدم مطمئن و نزدیک، اما غریبه!
سیاوش چند لحظه فکر کرد و دوباره به پدرش نگاه کرد. نگاه خیره‌ی او را که دید، لب‌هایش را با سر زبان تر کرد و گفت:
– سیروان؟!

بهنام محکم چشم‌هایش را به هم فشرد.
– هرچی که نباشه، اونم هم‌خونِ خودمه. تیز هست، اما دسته‌ی خودش‌و نمی‌بره. میشه روش حساب کرد.
– اگه قبول نکرد چی؟
– راضیش می‌کنی! من تو رو بساز بفروش بار آوردم. می‌دونم زبونت چرب و نرمه و اگه بخوای، به سه سوت می‌تونی بی چک و چونه رای طرف رو بزنی و وادارش کنی به چیزی که می‌خوای.

دانلود رمان دژخیم

سیاوش کوتاه خندید و سرش را تکان داد و بهنام دوباره گفت:
– اگه دست پرورده‌ی منی؛ راضیش می‌کنی پرونده رو قبول کنه.
– من بوهای خوبی از این فرقه به مشامم نمی‌خوره بهنام خان!
– مشام منم سوخته پسر! منتها باید از نو بسازمش. این فرقه واسه جامعه آفته و واسه بالایی‌های خودش نونِ تو‌ روغن. تا دوباره آتیش نشدن و نیفتادن به جونمون، باید مهارشون کنیم. این کار جز سیروان، از هیچکی برنمیاد، پس برو و قانعش کن.
– میرم؛ منتها قبلش باس برم بیمارستان. دختره هنوز بیهوشه. برم آمارش‌و از فرهاد بگیرم، بعدش میرم سروقت شازده‌ی حلال‌زاده‌ات…
بهنام حرفی نزد و از او فاصله گرفت. پیپش را از روی میز برداشت و‌مقابل پنجره ایستاد. خوب می‌دانست چه کسی در راس این فرقه ایستاده و می‌ترسید از عاقبت تصمیم‌هایش. اما بهرحال؛ بهنام بزرگ‌نیا، آدم عقب کشیدن نبود. سرسخت بود و می‌جنگید. حتی اگر درنهایت، قرعه به نام او نباشد.

– پسر تو یه جو عقل تو کله‌ات نیست؟ چرا خودت‌و وارد این ماجرا می‌کنی وقتی می‌دونی چوب دو سر سوزه؟ ماجرای سود و ضرر پدرته، خب بذار خودش حلش کنه؛ تو پات‌و بکش بیرون. تو و این فرقه، الان جفت آب و آتیشین! اینطوری که تو میگی نه رحم و مروت دارن و نه خدا و پیامبر سرشون میشه! یه درصد بو ببرن کی هستی دخلت اومده!

دانلود رمان دژخیم

– داری از رو لوزالمعده حرف می‌زنی‌آ فرهاد! دِ آخه عقل کل، تو این همه مدت با من بودی، هنوز نفهمیدی سقوط بهنام، مُردن منه؟ اون از بین بره، انگار من باختم! باید کلاه‌مو نگه دارم که باد زرتی پَرِش نده یا نه؟
فرهاد نفس عمیقی کشید و هنوز حرفی نزده بود که دکتر سماوات از اتاقی که ماریا در آن بستری بود، بیرون آمد و درحالیکه به پرستار توصیه‌های لازم را می‌گفت، نگاهش به سیاوش افتاد و با لبخند یک تای ابرویش را بالا انداخت.
سیاوش متقابلا لبخند زد و قبل از اینکه دکتر سمتش بیاید، او جلو رفت و دست‌هایش را باز کرد و گفت:
– به‌به! دکتر سماوات بزرگ و گل و گلاب! سایه‌تون سنگین شده آقا. پارسال دوست امسال آشنا، بی‌خبر بودیم ازتون.

دکتر که از لحن او لبخندش غلظت گرفته بود، چیزی درون پوشه برای پرستار نوشت و بعد از رفتن او، رو به سیاوش کرد و درحالیکه با هم دست می‌دادند گفت:
– من که همین حوالی‌ام، این دانشجوی سرتق‌مه که چشمام تو آسمون پِی‌اش می‌گرده و عینهو اجنه بی‌هوا جلو روم ظاهر میشه.
– بپا بسم‌الله نگی که ماها روش حساسیم، غیب می‌شیم دیگه کو تا دوباره با آدم جماعت چشم تو چشم بشیم.
دکتر تک‌خنده‌ای کرد و سیاوش گفت:
– حال مریض من چطوره دکتر؟ تونستی بَرِش گردونی یا باس بریم پیرهن سیاه تن کنیم واسه خاکسپاری؟

دانلود رمان دژخیم

دکتر ابروهایش را بالا انداخت و همراه با ادای «مریض تو؟»، با لحنی سوالی و متعجب، نگاه مشکوک و معنادارش را یک دور بین سیاوش و فرهاد چرخاند و بعد رو به فرهاد ادامه داد:
– مگه دخترخاله‌ی تو نبود کامرانی؟!
فرهاد لب پایینش را با سر زبان تر کرد و دست‌هایش را توی جیب روپوشش فرو برد. همانطور که جلو می‌رفت گفت:
– دخترخاله‌ی مادرمه دکتر. بهتون که گفتم، بنده خدا اینجا غریبه، از شهرستان اومده و سر تقسیم خوابگاه جای خالی واسه‌اش نمونده. اینه که سپردم سیاوش یه جای خوب براش جفت و جور کنه که اقلا ترم یک رو سر کنه، ولی چون نگفتم آشنا و فامیله، نمی‌شناسدش.
دکتر با تأمل سری تکان داد و بعد رو به سیاوش گفت:
– سعی کن مِن بعد واحدهای عملی رو حضور داشته باشی. دانشگاه تاکید کرده دانشجو مؤظفه سر کلاس باشه که یاد بگیره جای چی، کجاست و اگه یه وقت رفت بالا سر مریض، بی‌هوا بند رو آب نده.

نام رمان: دژخیم
نویسنده: نیلوفر رستمی
تعداد صفحات:آنلاین
دانلود نسخه pdf (بخش اول رمان)
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان دژخیم

دانلود رمان ,دانلود رمان دژخیم , رمان دژخیم , رمان دژخیم pdf , رمان دژخیم apk , رمان دژخیم ایفون , رمان دژخیم اندروید , دژخیم , دانلود رمان عاشقانه دژخیم , رمان عاشقانه دژخیم ,