3.3 4 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان راز زمرد

خلاصه رمان راز زمرد :

دانلود رمان راز زمرد بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

یک ماجرای واقعی از زندگی واقعی زمرد دختری که در کودکی بخاطر دیدن اتفاقاتی که افتاده و فوت پدرش شخصیت ضعیف و وابسته ای داره. در بزرگسالی مجذوب رئیسش میشه. مردی که سالهاست دنبال اونه اما متوجه مشکلاتی در خودش و دامون میشه…

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان راز زمرد :

هرگز در عمرم انقدر اضطراب نداشتم
از صبح حتی آ بی که خورده بودم رو هم بالا آورده بودم
آخر با یه قرص آرام بخش کمی دراز کشیدم و آروم شد م
ساعت چهار بود
مامان همه کار هارو کرده بود

دا یی  اینا ساعت 6 می اومدن
دامون و خانواده ساعت ۷
اضطراب بدی داشتم
انگار قرار بود یه اتفاق وحشتناک بیفته
دامون از صبحی فقط دوبار پیام داد

یکبا ر حالم رو پرسید
یکبار گفت چه ساعتی میان
اما عجیب بودیم.ادعا داشتیم عاشق همدیگه ایم
اما …

صمیمی نبودیم
سر درگم بودم
با صدای زنگ خونه بلند شدم رفتم سر پنجره

زانیار تنها اومده بود
بدون مهتا
باز یاد عکس های دامون افتاد م
واقعااا
زندکی زانیار چطو ریه؟

دانلود رمان راز زمرد

انگار متوجه حضورم شد
سرش و بلند کرد
چشم تو چشم شدیم و بهم عصبانیت نگاه کرد
چر ا انقدر عصبانی بود ؟
با دست بهم اشاره کرد برم پایین
آهی کشیدم و از اتاق زدم بیر ون
فقط امیدوارم نخواد قضیه رو کنسل کنه..

بعد اینهمه
استرس و هماهنگ
واقعا ستم بود قضیه کنسل شه
از پله ها رفتم پائین
زانیار و مامان نشسته بودن
تارسیدم زانیار گفت
– مگه بهت نگفتم به دایی اینا نگو
نشستم رو مبل و گفتم
– من یادم نمیاد بهت گفته باشم چشم !
مامان گفت

دانلود رمان راز زمرد

– چرا نگیم؟
زانیار برگشت سمت مامان و گفت
– چون من مطمئنم دامون نمیتونه با خانواده بیاد خواستگاری
نگاهش کردم
چر ا زانیار انقدر عجیب شده بود
آروم گفتم

– زانیار … تو نمیاد
گ نمیا د ! اوکی ما میگیم خواستگاری کنسل
شد و تمام ! حالا به فرض تونست بیاد و ما به کسی نگفته
باشیم بیاد چی ؟
مامان سر تکون داد…

زانیا ر عصبا نیت گفت
– میخوای آبرو خودتو ببری زمرد ؟ من میدونم اون نمیتونه
بیاد

قلبم درد گرفت
یعنی  دامون واقعا نمیتونه بیاد
یا زانیار فقط داره تو دلمو خالی میکنه
مامان قبل من گفت
– زانیا ر ، کافیه … اگه نتونستن  آبروی  ما نمیره مشکل خودشونه
.
به من نگاه کرد و گفت
– پاشو برو یکم آرایش کن رنگ گچ دیوا ری
سر تکون دادم و بلند شدم
اما بدنم میلرزید
وار د اتاقم شدم
به دامون پیام دادم
– امشب حتما میاید ؟

نام رمان: راز زمرد
نویسنده:رعنا
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 1688
منبع : –
دانلود نسخه pdf
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان 111

دانلود رمان ,دانلود رمان راز زمرد , رمان راز زمرد , رمان راز زمرد pdf , رمان راز زمرد apk , رمان راز زمرد ایفون , رمان راز زمرد اندروید , راز زمرد , دانلود رمان عاشقانه راز زمرد , رمان عاشقانه راز زمرد ,