3 2 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان سلاح ترکان

خلاصه رمان سلاح ترکان :

دانلود رمان سلاح ترکان بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

من ترکانم! دختر یکی یه دونه ی حاجی دریادل!
بابام و سر یه شراکت، تو سن شونزده سالگی پشت میله های زندان دیدم و ده سال از اون روز میگذره!
حالا من دیگه یه دختر شونزده ساله نیستم! حالا بزرگ شدم و اومدم دنبال حقی که ده سال به ناحق ازم گرفتن!
تو این راه پر پیچ و خم فقط یه سلاح دارم و اونم ..

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان سلاح ترکان :

– ترکان به جان خودم این سری یه غلطی کنی خودم
خونت و می ریزم!
– نه نترس، کاری نمی کنم! تو فقط حواست باشه گاف
ندی ها!
رضوانه باشه گفته نگفته ترکان به تندی خداحافظی می کند
و روبه راننده لب می گشاید.
– آقا نگه دارین. همین جاست!
راننده نگه می دارد و ترکان بیست و پنج هزار تومن از
کیفش بیرون می کشد و به او می دهد.
به همراه قابلمه از ماشین پیاده می شود. برای اولین بار
تعلل دارد اما نگرانی انگار زورش چربیده است.
نزدیک می شود و زنگ در را می فشارد.
رسول لباس پوشیده و برای خرید بلیت حاضر و آماده شده
تا برود.

به طرف آیفون می رود و با دیدن ترکان متعجب می خواهد
چیزی بگوید که زبان به دهان می گیرد و لبخند برادرانه ای
می زند.

دانلود رمان سلاح ترکان

بی حرف دگمه کلید را می فشارد و کیف پولش را بر
می دارد.
در را باز می کند که ترکان را در هنگام بالا آمدن از پله ها
می بیند.
ترکان لبخند سنگین اما ژکوندی می زند و لب می گشاید.
1708 #پست_
8 #سلاح_ترکان
– سلام، خوب هستین؟
رسول سری می تکاند و لبخند برادرانه و محجوبی می زند.
– خوش اومدین! بفرمایین داخل!
ترکان نگاهی به درون خانه می اندازد.
– مزاحم نباشم؟؟؟ حاجی هست؟
چشمان رسول گرد می شود و به خنده میفتد. دستش را به
طرف داخل خانه دراز می کند و خودش خارج می شود.

– بله هست، بفرمایین داخل!
ترکان سری تکان می دهد که رسول روحیهٔ خباثتش گل
می کند و لب می گشاید.
– ترکان خانوم؟
تن ترکان مور مور می شود. قابلمه به دست به سمت رسول
می چرخد که لب می گشاید.
– اگر امکان داره یه دو ساعتی حواستون به تایماز باشه، تا
من برگردم ممنونتون می شم!

دانلود رمان سلاح ترکان

مردد است اما ترکان درونش دست از شیطنت بر نمی دارد
و سری تکان می دهد.
– بله، مشکلی نداره! فقط اگر امکان داره زود برگردید.
رسول سری می تکاند و در را می بندد. ترکان آرام خنده اش
را رها می کند و از فکر هایی که در سرش رد انداخته به
خودش آفرین می گوید.
قابلمه را بر روی کانتر آشپزخانه می گذارد و بعد از
ارضای حس کنجکاوی اش به طرف دری می رود که همان
شب کذایی پا در آن گذاشته بود.

با دیدن حاجی پناهی ای که غرق کتابی شده و عینک قاب
گردی که بر صورتش رفته یک نهیب بزرگ به دلش
می زند.
چهره اش با عینک زمین تا آسمان متفاوت است.
به آرامی از دیواری که به آن تکیه زده بود فاصله می گیرد
و نزدیکش می شود اما هنوز هم تایماز غرق کتاب است و
در حال خواندن یکی از اکشن ترین صحنه های کتاب.

دانلود رمان سلاح ترکان

ترکان کنارش می نشیند و با دیدن نامه ای که نقش بوک
مارک را گرفته است چشمانش برق نامحسوسی می زند.
تایماز به ناگهان به خود می آید و با دیدن ترکان و چشمان
بلوطی رنگش با لحن خاصی لب می گشاید.
– بلوط؟
ترکان می خندد و به کتاب اشاره می زند.
– ظاهرن کتاب خیلی برات جذابه که حواست و پرت کرده!
تایماز لبخند محوی می زند و کتاب را به همراه همان کاغذ
می بندد و کنار می گذارد.

– پیرزن فکر نمی کردم بیای!
ترکان می خندد و دگمه روشن و خاموش آباژور را به دست
می گیرد و هی خاموش و روشن می کند.
– ای بابا حاجی خودت و درگیر نکن انقدر!
تایماز ابرویی بالا می اندازد و لب می گشاید.
– بازم سوال تکراری رو بپرسم؟
ترکان شانه ای بالا می اندازد که بوی عطر بهارنارنج در
مشام تایماز می پیچد.
– بپرس حاجی، جواب دارم برات، نگران نباش!

دانلود رمان سلاح ترکان

تایماز خنده اش گرفته اما خودش را کنترل می کند.
– نمی ترسی از اینکه با من تنهایی؟ مکان هم که …
ترکان به میان حرفش می آید و با خنده به شکم تایماز و
زخمش اشاره می زند.

– حاجی پیرزن از تاکسی خالی نمی ترسه، الانم که از یه
کبریتم بی خطر تری!
تایماز به ناگهان خنده اش را از پشت لب هایش ول می دهد
و حیرت زده از این همه حاضر جوابی دختر خیره اش
می شود…

ترکان اما سرش را پایین انداخته تا یه وقتی وسوسه نشود و
به شیطنت هایش پا ندهد. پنبه و آتش در یک خانه هستند و
اگر ملکه بفهمد که خونش حلال است…
تایماز آرام لب می گشاید و صدایش می زند.
– بلوط؟
سرش را بلند می کند تا جواب بدهد که با سوال حاجی پناهی
لحظه ای دلش هُری می ریزد. این بازی قلب و دلش کمی
ترسناک شده است انگار!
– پات بهتره؟

نام رمان: سلاح ترکان
نویسنده: فاطمه سلیمانی
ژانر: عاشقانه , انتقامی
تعداد صفحات: 1265
منبع : تلگرام
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان 111

دانلود رمان ,دانلود رمان سلاح ترکان , رمان سلاح ترکان , رمان سلاح ترکان pdf , رمان سلاح ترکان apk , رمان سلاح ترکان ایفون , رمان سلاح ترکان اندروید , سلاح ترکان , دانلود رمان عاشقانه سلاح ترکان , رمان عاشقانه سلاح ترکان ,

با عرض پوزش 🙏 لینک دانلود این رمان به یکی از دلایل ( درخواست حذف توسط کمیته فیلترینگ , درخواست حذف توسط نویسنده , ممنوعه بودن یا چاپی بودن ) حذف گردیده است .

برای دریافت رمان به کانال مراجعه کنید .