2.3 3 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان شرط زندگیمون

خلاصه رمان شرط زندگیمون :

دانلود رمان شرط زندگیمون بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

راجع دو نفر به اسم های کیان و ملیکا هست که بنا به دلایلی مجبور به ازدواج میشن…. این رمان شاید موضوعش اجباری باشه ولی مثل بقیه رمانا نیست…و البته رمان از زبان دو نفر هستش….پایان خوش.

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان شرط زندگیمون :

وقتی رسیدم دم شیشه بابارو دیدم همون موقع چشام بارونی شدو شروع کردم
به گریه کردن
آخه چرا مگه آدم چقد میتونه پست باشه که بیاد چاقو بزنه تو شکم کسی و اون
نفر بابام باشه که بهش حمله شده …
خدا از باعث و بانیش نگذره …
اشکامو پاک کردمو نشستم رو صندلی تو سالن …
به این فکر کردم که جدا اگه با این پسره ازدواج کنم چی میشه …
ممکنه منو یادش نیاد…چه بهتر یادش نیاد …

ولی خوب نمیشه…اصلا اگه ازدواج کردیم نباید بزارم بهم دست بزنه..حداقل
واسه چندوقت..آره خدارو چه دیدی شاید طلاق گرفتیم…یه چند ساعتی پیش
بابام موندم بعدش رفتم خونه ..***

گوشیمو پرت کردم رو تخت..خودمم گرفتم خوابیدم مخم منفجر شد از بس
فکرو خیال کردم

ای بمیر تووو چقد میخوابی دختر
اِ این صدا کی بود..چشامو باز کردم دیدم بعله آقا امیر باز پاشده اومده
_ ملی یه سوال
_ ها
_ تو خونه نامحرمه با ماتنو میخوابی؟ D:
_ مسخرهه زهر مار خسته بودم ..
دستمو گرفت کشید بلندم کرد
_ چطوری؟
_ به توچه ببینم تو خونه رندگی نداری هی میای اینجا؟

دانلود رمان شرط زندگیمون

_ والا فقط خونه داریم زنو زندگی نداریم بی زحمت یکی برام جور کن
_ کی به تو زن میده پسر خاله ی خُلم
_ این آخرِ ابراز عالاقت بود؟
_ این آخرِ آخرِ احساسم بود
_ بعله.. مامانم گفت
_ چی میگید باز شما دوتا شروع کردید .. امیر با لحن مظلوم گفت خالههه
دخترت اتیتم میکنه.. مامانم با خنده گفت:انقدر باهم لج نکنین شاید ملی رو
گرفتن برا تو بلند گفتم :ووووییی بلا به دور امیر خندید زد تو سرم. الان بابام
بود بغلم میکرد میگفت دخترمو شوهر نمیدم نوکرشم هستم دوباره به فکر بابا
افتادم دلم گرفت …
_ پاشو بریم یه دوری بزنیم حاظرم که هستی ..
_ گوشیمو برداشتمو زدیم بیرون

یک ماه گذشت..حالم بد بود مشکل بابام داشت بدتر میشد هی نظرم راجع به
ازدواج تلییر میکرد..دیگه نمیتونستم فکر کنم… سریع حاضر شدن رفتم
بیمار ستان ..بابای پ سررو دیدم..اوه مای گاد:| چقد خو شحاله..رفتم سمتش
سلام کردم
_ سلام دخترم
_ چی شده
_پسرم به هوش اومده فعلا دکترا داخل اتاقن هنوز معلوم نیس حافظش و از
دست داده یا نه ..
_ به سلامت ایشالله خوب شن ..
_ ملیکا
_ بفرمایید
_ جواب چی شدش؟
سرمو انداختم پایین یا منو من گفتم

دانلود رمان شرط زندگیمون

_ مم..ب..باش
_ مرسی دخترم..جبران میکنم حال پدرتو خوب میکنم مطمعن باش ..
به لبخندِ تلخ زدمو رفتم پیش اتاق بابا
از همون پشت شیشه زمزمه کردم ..
_ خیلی دوست دارم بابا حتی حاضرم بخاطر تو شرط اون مرده رو قبول کنم

باورم نمیشه اینقدر سریع گذشت…همین یک دوماه پیش بود که اون شرط
گذاشته شد و بعد از یکماه جواب منو بهوش اومدن کیان و عمل موفقیت آمیز
بابا…بعدشم خواستگاری و جواب مثبت منو جشن عروسی واسه دوهفته
بعدش که امروز باشه…

همه چی خیلی سریع پیش رفتو من الان با لباس
عروس خوشگلم که سلیقه منو مادرشوهرم باشه زیر دست آرایشگرم…واسه
انتخاب آریشگر خیلی پرسوجو کردیم که آخر تونستیم یه دونه از بهترینای
تهرانو پیدا کنیم …
واسه باغم خیلی فکر کردیم که آخر قرار شد تو یکی از باغای بابای کیان
بگیریم …
با صدای آریشگر با خودم اومدم ..
_ چی شده؟خراب شد آرایشم؟
_ نه بابا کارت تمومه فقط بیا تاجو تورتو بزارم بعد خودتو ببین..باشه ای گفتمو
اونم مشلول درست کردن موهام شد ..
از اون چیزی که تو آینه دیدم خیلی شکه نشدم چون خودم طبیعی خوشگل
بودم …

دانلود رمان شرط زندگیمون

ولی خدایی آریشش خیلی حرفه ای بود… با یدم اینطور می بود معلوم نی
چقدر پول میگیره …

بازم با صدای آریشگر که میگفت داماد بیرون منتظر رفتم شنلو تن کردمو
اومدم بیرون…اصلا حال این مسخره بازیایی که وایسم داماد خوب قورتم بده
رو نداشتم…

پس سریع رفتم پیش داماد واستادم که مث اینکه اونم از این
جوگیر بازیا خوشش نمیومدو سریع بهم دسته گلو دادو درو برام وا کرد و منتظر
شد تا ب شینم..منم عین آدم بدون کمک از اون ن ش ستم سرجام اونم درو آروم
بستو اومد نشست رو صندلی راننده و به سمت عکاسی را افتاد…وای که چقد
اونجا ژستاش بی مزه بودو همش مثبت 18 …

آخه که چی پس فردا خواستی
عکسو بزنی تو خونت بچت بیاد ببینه چشمو گوشش باز شه والااا …
بالاخره ماهم از عکا سی اومدیم بیرونو دوباره من ن ش ستمو کیانم رانندگی کرد
تا یه باغی نزدیک لواسون که مال خودشون بودو واسه عروسی اونجا تزیین
شده بود…

واوووو چقد خو شکل بود من که دهنم از زیباییش باز مونده بود که
همون موقع کیان یه پوزخند زدو گفت
_ هه اینقد ندید بدیدی ..
منم بگو که از عصبانیت به درجه انفجار رسیده بودم و گفتم
_ تو خوبی
_ آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است …
اااا عجب اعتماد به سقفیه منم گفتم

دانلود رمان شرط زندگیمون

_ من اگه اعتماد به نفس تو رو داشتم شیرموزو تو آفتابه میخوردم ..
_ نگران نباش به اونجاشم میبینیم

منم که رسما ضایع شده بودم خفه شدمو دنبالش راه افتادم

همون موقع بود که موج تبریک و جیغ سوت رو سرمون هوار شد …
درکل شب خوبی بود اگه وجود کیانو فاکتور بگیرم …
خداروشکر بهش گفته بودم اتفاقی بینمون فعلا نیوفته اونم موافقتشو بهم اعلام
کرده بود ولی خوب پیش هم میخوابیدیم پس هیچ ترسی نسبت با همخونه
بودن باهاش نداشتم …
اون شب بدون هیچ حرفی گرفتیم خوابیدیم و من فرداش میز صبحونه رو آمده
کردمو باهم خوردیم…بازم با سکوت
آخرش خواستم خودم باز جمع کنم که گفتم به من چه مگه من کلفتشم…بعد
بد صدایی که اون بشنوه گفتم
_ حالا تو جمعش کن …

_ مگه وظیفه منه؟
_ ببخشید وظیفه عممه

من که جمع نمی کنم خودت باید جمع کنی ..
_ مگه کلفتتم؟
_ نمیدونم تو چی فکر میکنی؟
_ بروبابا بشین تا واست جمع کنم .
_ اونوقت من واسه چی زن گرفتم؟
_ از خودت بارس …
_ بالاخره باید انجام بدی!
_ اونوقت چرا؟

چون نه وظیفه شوهر داری تو به عهده گرفتی نه کار خاصی انجام میدی مثلا
کار می کنی بگم اشکال نداره؟
_ باشه من از فردا میرم کار می کنم ..
_برو کسی جلوتو نگرفته فقط اگه نتونستی کار کنی باید کارایی که وظیفترو
انجام بدی …
واییی من اصن ادم ا هل کار کردن نیستم حالا بودمم م گه کار پ یدا
میشه…واااای خدا الان چی بهش بگم؟؟یعنی بگم نه؟
نوچ همینم کم مونده جلوش کم بیارم تا بدتر مسخرم کنه
_ قبوله …
_ تا پسفردا مهلت داری..وقت طلاست هدرش نده اومد بره که گفتم
_ بشین بینم اول میزو جمع می کنی بعد ..
_ گفتم که تو الان وظیفت اینه جمعشون کنی…خدافظ
منم دیگه دیدم بحث باهاش به جایی نمیرسه واس همین به یه شرت کم اکتفا
کردم….

نام رمان: شرط زندگیمون
نویسنده: seti_tt_sky_full_of_stars
ژانر: عاشقانه , طنز، ازدواج اجباری
تعداد صفحات: 95
منبع : –
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان شرط زندگیمون

دانلود رمان ,دانلود رمان شرط زندگیمون , رمان شرط زندگیمون , رمان شرط زندگیمون pdf , رمان شرط زندگیمون apk , رمان شرط زندگیمون ایفون , رمان شرط زندگیمون اندروید , شرط زندگیمون , دانلود رمان عاشقانه شرط زندگیمون , رمان عاشقانه شرط زندگیمون ,