3.3 4 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان عشق بی انتها

خلاصه رمان عشق بی انتها :

مثل هرروز زن دایی شروع کرد به طعنه زدن به من واشکایی که همیشه مهمون چشمای آبیم شد
-آخه تا کی باید خرج این وما بکشیم دیگه ۱۸سالش چراگورشو گم نمیکنه؟
– خانوم من چی بهش بگم بگم گمشو بیرون خودش باید بفهمه
با شنیدن حرف های دایی وزن دایی
عکس بابا و مامان وبه قلبم فشردم با دلخوری هق زدم
بابای بیمعرفت مامان سنگدل چرا تنهام گذاشتید چرا تو اون تصادف نذاشتی من بمیرم
هان مامان چرا خودتو روم انداختی که من زنده بمونم واسه همچین روزی که زندایی ودایی ازم خسته باشن.

پیشنهادی:

قسمتی از متن رمان عشق بی انتها :

بخند پرنازی بهش زدم مرسی
حاال پاشو نوبت توئه تو یه نماز دورکعت ی بخون ذکرایی روکه عشق بی انتها تو دو رکعت اولم گفتم وبگو بعد مثل من
تشهد وسالم بگو
نیت نمازتم دورکعت نماز صبح قضا م یخوانم قربت اهلل
سرشو تکون داد وبا صدای بم مردونه اش اذان گفت واقامه بست وبعد حمد وتوح ید وخوند ورفت
رکوع ذکر وگفت ورفت سجده بعد دوتا سجده رکعت دوم شروع کرد و شمرده شمرده حمد وتوحید
وخوند و قنوت خوند بعد رکوع و سجده و بعد تشهد وسالم گفت وبا ذکر ان اهلل.


نمازشو مثل من تموم کرد
بالبخند بهش نگاه کردم دانلود رمان
قبول باشه
-قبول حق خانوم شی ری ن من
سجاده هاروجمع کردم
وباهم نشستیم روتخت
کیان
-جان کی ان
کیانا هم تو جشن هست
الکی خودمو ناراحت نشون دادمنه عزی زم اون دعوت نی ست
-چی شده خانوممم
ناراحت نشه

دانلود رمان عشق بی انتها :

-نگران نباش خانوم ی آخرهفته رهام وکیان قراره برن خوش بگذرونن
پوزخند زدم که اینطور
خوش بگذره بهشون
-قول میدم به تو ب یشتر خوش بگذره خانومم
لبخند گرمی زدم
معلومه خوش میگذره همه جا با وجود تو خوش میگذره
خنده بلندی سرداد وباهم رفتیم سالن غذاخوری واز ماکارونی برای خودم کشیدم وبااشتها بدون درنظر
گرفتن هیچکس غذامو با لذت واشتهاخوردم
-خانوم ی ماکارونی خیل ی دوست داری
با چشمایی که خوشحالی عشق بی انتها برق می زد تند تند پلک زدم.


که دستمو گرفت و پشت دستمو بوسید ،*” وای دار کیانا ورهام عشق بی انتها با لبخند بهم خی ره بودن
بیخی ال اونا شدم به خوردن غذام ادامه دادم
بعد اینکه غذامو کامل خوردم از جام بلند شدم
واقعا عال ی بود کی ان من میرم تو ح یاط غذاتو خوردی اگه خواستی ب یا پیشم
سریع از جاش پاشد واومد کنارم
-من سیر شدم بریم

دستم اسیر دست بزرگ وگرمش شد
باهم از سالن خارج شدیم ورفتیم تو ح یاط پرگل و درخت خیلی آدمو به
وجد میاره 

منبع : رمان کده
نام رمان: عشق بی انتها
نویسنده: فاطمه بامداد
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 365
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان عشق بی انتها

دانلود رمان عشق بی انتها , رمان عشق بی انتها , رمان عشق بی انتها pdf , رمان عشق بی انتها apk , رمان عشق بی انتها ایفون , رمان عشق بی انتها اندروید , عشق بی انتها , دانلود رمان عاشقانه عشق بی انتها , رمان عاشقانه عشق بی انتها ,