2 6 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان غیر ممکن

خلاصه رمان غیر ممکن :

دانلود رمان غیر ممکن بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

رمان غیر ممکن یک رمان در سبک عاشقانه و طنز است،قضیه از این قرار است که یک دختر با دوست بسیار صمیمی اش در حدی صمیمی که به گردنش خواهری کرده است باهم زندگی میکنند و یک روز این دو از هم طبق خواست سرنوشت از هم جدا میشوند و این دختر گوشه گیرو تنها میشود.مدتی بعد یک پسر که از دور تخس به نظر میرسد اما در حقیقت از بعضی دیگر مرد تر است سر راه این دختر قرار میگیرد،این پسر با اینکه خود پر از مشکل هست ولی نمیخواهد غم این دختر را ببیند سعی به خنداندن او میکند،به نظر شما آیا دختر خنده اش میگیرد؟

قسمتی از متن رمان غیر ممکن :

سه روزه بیهوشه..تبش خیلی  بالا بود.. پدرش با تمام زخماش زود سر پاشد ولی انگار غزاله نمیتونست ازون همه فشار روحی خارج بشه  …مامان و خاله دست به دعا بودن براش.تواین مدت پریشون  و باسر وضع اشفته بالای سرش بودم..اصلا خونه نمیرفتم دلم رضا نمیداد..طوفان به حدی خلافاش سنگین بود که حکم اعدامش اومد..خسرو و فرزاد و رزیتابه حبس ابدا محکوم شدن..دیگه  دکتر و پرستار  مجنون عاشق صدام میکردن..دستاشو تو دستم گرفتم و نگاه به صورت رنگ پریدش کردم..کاش میفهمیدی چقد دوستت دارم…تموم اون سالارو عذاب کشیدم..کاش میفهمیدی..لبامو چسبوند به دستش.با بغض گفتم

_ دوستت دارم..

انقد زل زدم بهش که همونجا خوابم برد.باحس اینکه دستاشو از دستم بیرون میکشن از خواب پریدم..ذوق زده بهش نگاه کردم

_ بهوش اومدی عزیزم؟ وای خدایا شکرت.. شکرت..

نشسته بود و  از پنجره بیرونو نگاه میکرد .سرشو چرخوند سمتم .. چشاش بی روح بود.. از سردی نگاهش یخ زدم.انگار تو چشاش دوتا تیکه شیشه گزاشتن..سرد.. یخی.. بی حس …اروم صداش زدم

_ غزاله

روشو ازم برگردوند..

_ برو بیرون..

  شوکه نگاش کردم..

دانلود رمان غیر ممکن

_ چی؟

_ نشنیدی چی گفتم؟ نمیخوام ببینمت..دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم.. همه چیمو گرفتی.. برو بیرون

متعجب نگاش کردم..از چی حرف میزد؟؟منظورش چیه؟؟یهو یادم اومد.. بی هوا زدم تو پیشونیم..اخ..اون که نمیدونست.. اون فکر میکردمن بهش تجا…خواستم زبون باز کنم  بهش بگم بینمون اتفاقی نیوفتاد که یهو یه جرقه زد تو سرم…اروم رفتم سمت در.. چیزی نگفتم بهش.. واسه اجرای برنامه هام به این فکر اشتباهش احتیاج داشتم..باید اول با پدرش حرف بزنم.. .اول سمت پرستارا رفتم و خبر دادم که بهوش اومده.. بعد رفتم سمت خاله و عموهمه باهم مشغول ذکر گفتن بودن بالبخند بهشون گفتم

_دعاهاتون گرفت.. دختر گلتون بهوش اومد..

خاله تا شنید زد زیر گریه و بابا و عمو همش خدارو شکر میکردن..دیگه وقتش بود

_ عمو و خاله میتونم باهاتون صحبت کنم؟

 عمو لبخند زد.. اثار زخم هنوز رو صورتش بود

_ حتماپسرم..

باهم سمت حیاط بیمارستان رفتیم..با من من شروع کردم به حرف زدن

_خلاصه میگم عمو؛از زندگیم خبر دارین.. همش تو سختی بودم.. خوب میدونید که چقد اذیت شدم میدونید که واقعا غزاله رو دوس دارم تواین مدت ثابت کردم بهتون؛؛عموشما گفتی غزاله سرسخته ولی من  از پسش بر میام.. میدونید که روحش مریضه..عکس العملای طبیعی نداره..همش یاد شیدا تو ذهنشه…میخوام حالشو خوب کنم..الان با توجه به اینکه فهمیده من کیم؛مقاومتش بیشترمیشه..میخوام کمکم کنید.همراه باباومامانم برید مسافرت.. چه میدونم..سفرم نرفتید فقط طوری بشه که شمارو نبینه…

بعدبفرستید خونه ی من به بهانه اینکه وقتی پیشمه خیالتون راحته.. تا الان بهم اعتماد کردید با لطف خدا شرمندتون نشدم..میخوام یه بار دیگه بهم اعتماد کنید.این فرصتو بهم بدید عمو..قول میدم وقتی برگشتید دخترتون سالم  کنارتون باشه..فقط سه ماه وقت میخوام..سه ماه شمارو نبینه..سه ماه من بشم همه کسش…عمو کمکم میکنید؟

ساکت به زمین خیره شده بود..صبر کردم تا توذهنش همه چیو مرور کنه..یکم که گزشت لبخند زد..با لبخندش دلم اروم گرفت دستشو گزاشت رو شونم

_ اول به خداسپردمش.. بعدم به تو..همین یه دخترو دارم هواشو داشته باش..

دانلود رمان غیر ممکن

رضایت مادرشم شرط بود نگاش کردم.. انگار از نگام حرفامو خوند.. بهم لبخند زد و گفت

_ منتظرمیمونم دوتاتون مثه قبلانا خونمونو بزارید رو سرتون..

 با درد خندیدم .. هیچی مثه قبل نبود..ولی من میتونستم  همه چیو عادی کنم..یه لبخند پلید نشست رو لبام بچرخ تابچرخیم اهوکوچولو

………………………………….

***غزاله..****

حالم اصلا خوب نبود..فکر اینکه تمام دنیای دخترونمو از دست دادم اونم توسط کسی که یه روز بهترین همدمم بود منو به جنون میکشوند..بهترین ادم زندگیم؛ به کجا رسیده بود؟چجوری انقد سنگدل شد که اونهمه التماسمو ندید؟الان حس شیدا رو درک میکردم… دلم میخواست بمیرم..

کاش میشکست این بغض لعنتی…داشتم دق میکردم..انگار چشمه ی اشکم خشک شده بود..کل مدتی که بیمارستان بودم فقط از پنجره به بیرون خیره  نگاه میکردم…امروز با دستور پزشک مرخص میشدم قرار بود بابا و مامان بیان دنبالم  ازشون دلخور بودم اتفاقای این مدت باعث شده بود بااونام سرد برخورد کنم. همشون بی تابیامو میدیدن  چیزی بهم نگفتن..میدیدن تو اونهمه دوری میسوختم و به روی خودشون نمیاوردن..

انگار یه جورایی از همشون بازی خوردم..دیگه نمیتونستم به هیچکس اعتماد کنم.. همونجور با خودم درگیر بودم که در باز شد و بابا و مامان و اون اومدن تو ..مامان با لبخند گفت

_ عزیز دلم پاشو لباساتو بپوش دیگه از شر اینجا راحت شدیم..

دانلود رمان غیر ممکن

با بی حالی از جام پاشدم. رفتارم ناخوداگاه سرد شده بودمامان اومد کمکم کنه ولی  اجازه ندادم و خودم لباسارو پوشیدم..میدیدم تو صورت مهربونش غصه نشسته ولی من واقعا خسته شده بودم..باقدمای اهسته رفتم سمت در.کنار در به دیوار تکیه داده بود..حتی  بهش نگاهم نکردم..سنگینی نگاهشو حس میکردم ولی دیگه از همه بریده بودم..وقتی از بیمارستان خارج شدیم بابا رفت صندلی جلو نشست و منو مامان پشت نشستیم.. متوجه شدم اینه جلوی ماشین و رو من تنظیم کرد..تو کل مسیر چشاش بمن بود ولی اصلا توجهی نمیکردم بهش..مسیری که میرفتیم مسیر خونه نبود باتعجب به اطراف نگاه کردم ..انگار سوالمو از نگاهم خوند:

_ عمو بابا برای کار دارن میرن مسافرت.. خاله و مامان  هم باهاشون میرن که حال و هواشون عوض بشه..

بعد مکث کرد…به جاش بابا ادامه داد

_ شماهم میری پیش بارمان جان.. تواین مدت که ما نیستیم خیالمون از بابتت جمع باشه ..

 شوکه نگاشون کردم..  اینا چی میگفتن؟نگاهم افتاد تو ایینه..دوباره حالت چشاش شیطون شده بود..ترسیدم…

_ من میرم خونه خودمون بابا

صورت بابا جدی شد

_ سفر ما معلوم نیس چقد طول بکشه.. نمیتونم همش نگران تو باشم..من بهش اعتماد دارم.. میری خونه بارمان.. همین که گفتم

عصبی شده بودم ..اگه میدونست با دخترش  چیکار کرده دیگه حرف از اعتماد نمیزد..

_ من نمیرم اونجا بابا

_ تو هیچوقت رو حرف من حرف نمیزدی غزاله.. بعد عمری منو مادرت داریم میریم سفر… میخوای زهرمارمون کنی

نام رمان: غیر ممکن
نویسنده: غزال ماه
ژانر: عاشقانه , طنز
تعداد صفحات: 334
منبع : –
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان غیر ممکن

دانلود رمان ,دانلود رمان غیر ممکن , رمان غیر ممکن , رمان غیر ممکن pdf , رمان غیر ممکن apk , رمان غیر ممکن ایفون , رمان غیر ممکن اندروید , غیر ممکن , دانلود رمان عاشقانه غیر ممکن , رمان عاشقانه غیر ممکن ,