4 2 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان ماه مه آلود

خلاصه رمان ماه مه آلود :                                                                                               جلد اول     

دانلود رمان ماه مه آلود بصورت کاملا رایگان. برای حمایت از ما عضویت کانال تلگرام و کامنت فراموش نشه ❤️😉

دنیا اون چیزی نیست که ما میبینیم، ما چیزی رو میبینیم که باور داریم. دختر آرومی که کنارت نشسته ، میتونه هر چیزی باشه غیر از آروم… پسری که بهت کمک میکنه اگه بفهمی تو وجودش چه موجودیه شاید کابوس شبانه ات بشه… مها دختری مستقل و خودساخته است که تو پرورشگاه بزرگ شده. اون برای گذروندن تعطیلات تابستون به خونه جنگلی هم اتاقیش میره. خونه ای تو دل جنگل های شمال. اتفاقاتی که تو این جنگل میوفته زندگی مها رو برای همیشه زیر و رو می کنه؛زندگی که شاید از اول برای مها نبود. عشق، نفرت، ترس، آرامش همه اجتناب ناپذیره وقتی کنار گرگینه ها و خوناشام ها باشی…

 

پیشنهادات :

قسمتی از متن رمان ماه مه آلود :

هوا به طرز عجیبی خنک شده بود . کم کم یه غار تو دل زمین جلومون پیدا شد. دهانه اش از شاخ و برگ درختا سبز بود.

آرمین و رامین جلو غار موندن و منو البرز وارد شدیم.

قلبم خیلی تند میزد. می ترسیدم از چیزی که قراره بفهمم.

داخل غار حسابی تاریک شده بود. چسبیدم به دست البرز .

آروم گفت ” رسیدیم دیگه”

1

خیلی سخت بود . تو تاریکی مطلق راه می رفتیم. هر لحظه دلم میخواست برگردم و سمت ورودی غار فرار کنم.

البرز تو گوشم گفت ” تو می تونی مها… خیلی نزدیکیم”

دست البرز رو محکم تر گرفتمو سعی کردم به چیزی فکر نکنم .

کم کم یه نور آبی کم سو از جلو دیده شد. با هر قدم همه جا روشن تر می شد و نقطه های روشن کوچیکی رو سقف غار دیده می شد.

نقطه های نورانی آبی…

رسیدیم به یه فضای نسبتا بزرگ . سقف حالا پر این نقطه های نورانی بود و پایین آب کم عمقی جریان داشت. البرز گفت ” لباسامونو اینجا در میاریم”

“رسیدیم؟”

“نه کاملا. بقیه مسیر از داخل آبه”

“من شنا بلد نیستم”

” من هستم. نگران نباش”

البرز::::::::::::

از لحظه ای که تو جنگل مها گرگمو لمس کرد تونستم گرگ درونش رو حس کنم.

اما خیلی ضعیف بود.

2

انقدر ضعیف که فقط تو حالت گرگ تونستم حسش کنم.

فقط چند قدم تا حقیقت مونده.

مها دستمو گرفت و وارد آب شدیم.

با حرکت سمت چشمه آب کم کم بالا اومد.

دیگه تا بالای کمرمون رسیده بود که مها گفت ” چطور حقیقت وجود من معلوم میشه؟”

نفس عمیق کشیدمو گفتم ” یکم دیگه به منشا این آب می رسیم. اونجا مثل حوضچه میمونه…

تو واردش می شی و خب … بهتره خودت ببینی”

” تو هم با من میای؟”

“می ترسی؟”

“آره”

” اینجا هیچ خطری وجود نداره. خیالت راحت باشه”

“حتی مانی؟”

“حتی اون… اینجا زمین مقدسه … مانی نمی تونه وارد این غار بشه”

کلیپ رمان باغ سیب 

3

“چرا؟”

“چون اونا نفرین شده ان…قدرتشون سیاهه… برای داشتن نیرو و زندگی ابدی حاضر می شن روحشون رو فروختن… درسته بهمن و بقیه خون انسان نمی خورن. اما همه تو یه دوره از

زندگی بخاطر زیاد خواهی تبدیل شدن…

بعد که پشیمون شدن راه برگشتی نداشتن… فقط می تونن جوری زندگی کنن که کمتر آسیب بزنن”

“باورش سخته… کل این دنیا برام باورش سخته…اما باور اینکه یه عده برای قدرت و زندگی حاضر بشن خوناشام شن از همه سخت تره”

مها رو کشیدم سمت خودمو دستمو دورش حلقه کردم.

نمیدونم چرا حس کردم باید این کارو بکنم. باید حسش کنم.

مها گفت ” همه جا گرگینه داره یا فقط اینجا

نام رمان: ماه مه آلود
نویسنده: پرستو_س
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 268
منبع : –
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
درخواست حذف رمان
آموزش دانلود
کانال تلگرام
گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان ماه مه آلود

دانلود رمان ,دانلود رمان ماه مه آلود , رمان ماه مه آلود , رمان ماه مه آلود pdf , رمان ماه مه آلود apk , رمان ماه مه آلود ایفون , رمان ماه مه آلود اندروید , ماه مه آلود , دانلود رمان عاشقانه ماه مه آلود , رمان عاشقانه ماه مه آلود ,