4 2 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان مشت های خونین

خلاصه رمان مشت های خونین :

دختر غمگین راچه به موهای بلند مهسادختری عصبی بامشت های همیشه خونین تمام دخترانگی هاشو زیرچهره همیشه اخمووسردش دفن کرده دختری باکالبد پسر دختری که فقط برای یک نفرلبخند میزنه غرورخوردشدش روباسردی و دیوونگی ترمیم میکنه ایامهسا مثل قبل میشع ایا همون دختر شیطون وشاد قبل میشه هرچیزی پایانی دارد حتی جدال با احساسات.

پیشنهادات:

قسمتی از متن رمان مشت های خونین :

رسمی داشتم از خانه پدرم بیرون میشدم، آن هم با چه اجباری ،آیا میدیدند که من عروسی مرده بودم! واو
دامادی نفرین شده؟هیچکسی هیچ سوالی از من نمیپرسید، همه در حال بگو بخندو گفتن خاطرات قدیمی و
تصمیم برای برگذاری هرچه باشکوهتر مراسم عروسی بودند.

دیگر هیچ از رفتن به تهران و ادامه تحصیلم در دانلود رمان مشت های خونین .
دانشگاه شریف خوشحال نبودم ، من قرار بود بیست روز دیگر به خانهای بروم که هیچ جای من آنجا
نیست،همه در حال سوار شدن ماشین هایشان و خداحافظی بودند که عمو گفت: دانلود رمان
با تعجب به عمو نگاه کردمبهار عمو ماشینتو گذاشتم خونه حامد میرم بعداز ظهر برات میارم
-کدوم ماشین عمو جون !من ماشین ندارم!


صدای خنده و همهمه در کوچه ما پیچید) یکی گفت عاشقه یکی گفت هواسش پی شوهرشه ودیگری گفت
دخترم خجالتیه( و صدای بابا در گوشم پیچید.


-داداش خجالتمون دادید
و من با تعجب به پدری نگاه کردم که به خاطر یک ماشین هدیه خجالت زده بود، شاید هم تعارف میکرد عمو
گفت:
آمد کی ،چه زمانی، به من کلید ماشین داده شده! و اصالً و من مشت های خونین با حیرت به همه نگاه کردم و یادم نمی کلیدهمون ماشینی که امیر حسین سر عقد کیلیدشو بهت کادو داد دیگه عمو جون!
کجاست عمو ادامه دا

دانلود رمان مشت های خونین :

ادبعداز ظهر هم میام دنبالت، بریم محضر که امضای آخر آپارتمانتو بزنی
به جون امير حسين که من در جریان این دوتا کادو نبودم، خودش هردوشو چند روز که رفته بوده تهران برات
خریده
و من فکر کردم آقای کادو کی این ها را به من هدیه داد که من یادم نمیآید، ولی مطمعن بودم از عذاب
وجدانش این هدایا را تهیه کرده ،من عصبانی از این هدایای مشت های خونین بیش از اندازه حرصم را قورت دادم ، به خودم قول.

3 :


دادم به موقعش از خجالتش در میآیم ،به اتاقم که رفتم به گوشی همراهم که نگاه کردم شماره احسان را دیدم
که چندین بار تماس گرفته بود ویک پیغام.

سالم عروس خونمون بابا این گوشی تو جواب بده چیه گوشی سیب گاز زده کادو گرفتی دیگه تحویل نمگیری
عروس جان(منظورش از گرفتن گوشی هدیه را نفهمیدم ،یعنی این هم یک مشت های خونین هدیه از طرف آقای کادوبود ،خدایا
نکند بیمار شدم !چرا هیچ چیز یادم نیست !با احسان تماس گرفتم.

2:


-سالم آقا احسان ،شرمنده گوشیم توی اتاق بود خوب هستین؟
-سالم دشمنت شرمنده ،چطوری دختر ؟با امیر حسینم دار یم میریم تهران ،بعداز ظهر پرواز دبی دا ( دانلود رمان مشت های خونین )

منبع : رمانکده

نام رمان: مشت های خونین
نویسنده: sahel1382
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 141
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان مشت های خونین

دانلود رمان مشت های خونین , رمان مشت های خونین , رمان مشت های خونین pdf , رمان مشت های خونین apk , رمان مشت های خونین ایفون , رمان مشت های خونین اندروید , مشت های خونین , دانلود رمان عاشقانه مشت های خونین , رمان عاشقانه مشت های خونین ,