3.7 7 votes
ثبت امتیاز به این رمان

دانلود رمان من خوناشامم

خلاصه رمان من خوناشامم :

دانلود رمان من خوناشامم _ رمان درباره دختری به اسم مهنازه که با خانواده‌ش مشکل داره و توی محدودیته یه روز،

به پیشنهاد دوستش دیانا از خونه فرار می‌کنه. اون با پسری به اسم سهیل اشنا میشه و…

پیشنهادات:

قسمتی از متن رمان من خوناشامم :

)به نام خدا(
مقدمه :
انسان نمیکند چه کارهایی برای زنده ماندن.
به جان میخرد هر چیز را حتی انسان نماندن.
برای ماندن در این دنیای بیرحم پست.

موجودی میشود؛ فراتر از هر چه هست.
میگریزد از درد؛ پاک میکند زندگی را ز رنگ شام.
دختی دیگر میشود؛ وجودش شده یک خوناشام
***

خوناشامم :

مهناز: بچهها ساکت، بذارین شعرم رو واسه خانم بخونم.
خانم شریفی: ( دانلود رمان من خوناشامم ) بچهها ساکت، بخون مهناز جان.

مهناز: خانم معلم بهتون بگما این شعر درحد یه دختر دبیرستانی نیست.
خانم شریفی: بخون.
مهناز: باشه.

میزنم زمین هوا میره، خیلی احمقی که ندونی تا کجا میرهیه توپ دارم قل قلیه، سرخ و سفید ابیه
من این توپو نداشتم، داداشم مشقامو خوب نوشت
بابام بهم جایزه داد، یه توپ نارنجی داد…
بچهها داشتن میخندیدن.

منم گفتم:
-خب چیه؟! من توپ نارنجی دوست دارم.
خانم شریفی با عصبانیت گفت:
-مهناز برو بیرون.
-خب خانم شریفی شما گفتی بخون.
خانم شریفی: بیرون!

2 :

دیانا اروم طوری که بشنوم گفت: دانلود رمان من خوناشامم .
-10 دقیقه دیگه زنگه.
به ساعتم نگاه کردم دیدم اره، نمیارزید التماس کنم. به خانم شریفی نگاه کردم
گفتم

-چشــم هرچی شما بگی.
بعدم سریع جیم شدم.
تو سالن مدرسه داشتم در و دیوار رو نگاه میکردم. اوف چقدر چرت و پرت، که همون
موقع یکی از پشت سرم گفت:

چقدر صداش نااشنا بود! اب دهنم رو قورت دادم واین چرت و پرتا رو نوشتن که شما بخونی یه چیزی یاد بگیری.
برگشتم. ها، این دختر کیه؟! با تعجب گفتم:
-شما؟!
گفت:

-بهرادم، پسر خانم جعفری.
من با تعجب گفتم:
-دروغ نگو! ایشش دختره نفهم میخواد منو اسکل کنه.
بهراد با عصبانیت نگام کرد:
-دختر چیه؟ میگم پسرم!

نسخه pdf :

واقعا! پس چرا شبیه دخترایی؟ پوستت که سفیده، موهاتم که بلنده، کاله راه راهه
قرمز گذاشتی و ابروهاتم که ماشالله هشتیه نازکه، دستاتم که صاف، شلوارتم که پاره!
این لباسه؟ حالم بهم خورد! ( دانلود رمان من خوناشامم )

پشتم رو بهش کردم:

-صداتم که از منه دختر نازکتره، میگم یه تغییر جنسیت بده.
بهراد با عصبانیت گفت:
-اولش به تو چه؟ فضول که نیستی؟! دوم، تو که این همه ادعات میشه، صدات
پسرونه است!
عصبی شدم، هــی این پسره دختر نما به من گفت صدام پسرونه است!

بهش گفتم:
بهراد با عصبانیت به طرفم خیز برداشت، بعدم من سریع فرار رو بر قرار ترجیح دادماین که توهین بزرگی بود! تو پسره دختر نما، خفه شو و چی، گم شو.
رفتم بدو بدو تو کالس. نفس نفس میزدم، بلند گفتم:
-پسره دختر نما، وحشیم هستی!

3 :

برگشتم که با 20 تا دهن باز شده مواجه شدم. اب دهنم رو قورت دادم گفتم:
قبل از اینکه خانم شریفی حرف بزنه از کالس سریع رفتم بیرون، نگاه کردم دیدمخانم چرا زنگ رو نمیزنن؟! اومدم همین رو بگم.
نیست؛ وحشی بودا!
همون موقع زنگ رو زدن، منتظر نادیا بودم، سرم رو انداخته بودم پایین به این فکر
میکردم که االن ساعت اخره باز دعوا، اوف خسته شدم.

یکی بیاد نجاتم بده اخه کو اون شاهزاده سوار بر پراید. حاال نمیخواد بنز داشته
باشه به پرایدم راضیم. یه دفعه یکی محکم زد تو سرم. سرم رو باال اوردم نادیا بود. دانلود رمان من خوناشامم .
-اخ وحشی چرا میزنی؟ تازگیا خیلی دست بزن شدی

منبع:یک رمان

نام رمان: من خوناشامم
نویسنده : معصومه .ی
ژانر: اجتماعی
تعداد صفحات: 201
دانلود نسخه pdf
دانلود نسخه اندروید apk
دانلود نسخه آیفون epub
حذف رمان/ مغایرت با قوانین
آموزش دانلود
کانال و گروه تلگرام
پیج اینستا گرام
اپلیکیشن

دانلود رمان من خوناشامم

دانلود رمان من خوناشامم , رمان من خوناشامم , رمان من خوناشامم pdf , رمان من خوناشامم apk , رمان من خوناشامم ایفون , رمان من خوناشامم اندروید , من خوناشامم , دانلود رمان عاشقانه من خوناشامم , رمان عاشقانه من خوناشامم ,